1. از لوازم پارسائى پاكدامنى از گناهان است. (غررالحکم و دررالکلم ، باب گناه)
2. پيروز نيست آن كس كه گناه بر او چيره گشته است. (غررالحکم و دررالکلم ، باب گناه)
3. به دست آوردن بهشت با پاكدامنى از گناهان است. (غررالحکم و دررالکلم ، باب گناه)
4. پا فشارى مكن بر چيزى كه گناه را به دنبال دارد. (غررالحکم و دررالکلم ، باب گناه)
5. هيچ پارسايى همچون پرهيز از گناهان نيست. (غررالحکم و دررالکلم ، باب گناه)
6. هيچ جوانمردى مانند پاكدامنى از گناهان نيست. (غررالحکم و دررالکلم ، باب گناه)
7. از كفاره هاى گناهان بزرگ ، به فرياد رسيدن ستمديدگان است و شاد كردن غمگينان. (نهج البلاغه ، حکمت 23)
8. بترسيد ، بترسيد ، به خدا سوگند، كه گاه چنان گناه را مى پوشاند كه پندارى آن را بخشيده است. (نهج البلاغه ، حکمت 29)
9. به یکی از اصحاب فرمود :
خداوند بيمارى تو را كه از آن شكوه مى كنى ، سبب كاستن از گناهانت قرار داده.
زيرا در بيمارى اجر و ثوابى نيست ، ولى گناهان را مى ريزد ، آن سان كه برگ
درختان مى ريزند. اجر و ثواب ، حاصل گفتار به زبان است و كردار به دست و پاى.
خداوند به سبب صدق نيت و باطن پاك ، هر كس را كه خواهد ، به بهشت مى برد.
شريف رضى گويد : من مى گويم :
امام (ع) راست گفته است و در بيمارى اجر و ثوابى نيست زيرا بيمارى از چيزهايى
است كه آن را عوض است نه مزد. عوض در برابر دردها و بيماري هايى است كه از
سوى خداوند بر بنده مى رسد ، ولى اجر و ثواب در برابر عملى است كه از بنده
سر زده است پس ميان عوض و ثواب فرقى است كه امام با علم نافذ و رأى صواب خويش
بيان فرموده است. (نهج البلاغه ، حکمت ، 40)